وَمِنهُم مَن یَنتَظِرُ...
درباره وبلاگ


به لطف خدا و با عنایت خود شهدا یک لیست از شهدای ایرانی مدافع حرم تهیه گردیده است. جهت تکمیل اسامی و همکاری شما بازدیدکنندگان محترم وبلاگ در زمینه جمع آوری خاطرات شهدا ، به زودی این لیست در سایت قرارخواهدگرفت.عزیزانی که در زمینه های مذکور (تکمیل اسامی شهدا و یا جمع آوری خاطرات،عکس ها و ...) توان همکاری با ما را دارند می توانند از طریق اعلام در قسمت نظرات یا ارسال ایمیل آمادگی خود را اعلام نمایند. امید است تلاش های خالطانه شما موجب شادی قلب امام شهدا و ترویج فرهنگ ایثار و شهادت گردد.
ایمیل:
ir.amir.aghaei@gmail.com

مدیر وبلاگ : گروه کمال
دوشنبه 6 بهمن 1393
بسمه تعالی


*********************************************************
نام : خلیل
نام خانوادگی : عسکری
نام پدر : بهروز
تاریخ تولد : 1364/03/01
محل تولد : شهرستان جهرم ؛ شهر خاوران
میزان تحصیلات : کاردانی نظامی
محل تحصیل : مجتمع دانشگاهی حضرت امیر المومنین علیه السلام،دانشکده پیاده
محل خدمت : تیپ ۳۳ هوابرد المهدی (عج) جهرم
تاریخ شهادت : 1390/06/12
محل شهادت : سردشت ؛ ارتفاعات جاسوسان
نحوه ی شهادت : درگیری با گروهک تروریستی پژاک ؛ بر اثر اصابت گلوله به چشم چپ

*****************************************

خواهر بزرگوار شهید:
مدتها بود که درد زانو خلیل رو اذیت می کرد و هر وقت که تمرینات نظامیشون
سنگین می شد و خلیل در رژه، پیاده روی و یا کوهنوردی شرکت می کرد درد زانوش بیشتر می شد.در ماه مبارک رمضان سال گذشته (1390) و قبل از عزیمت به سردشت،تمرینات خیلی زیاد و سنگین شده بود و درد زانوی خلیل هم چند برابر شده بود بطوری که مجبور بود هر شب زانوش رو چرب کنه و یا با زانوبند ببنده.خیلی شب ها هم تا آخر شب از درد زانو بیدار بود و قدم می زد.چند روز قبل از آخرین ماموریتش ازش خواستم زانوش رو به دکتر نشون بده.گفتم : آخه اینطور که نمی شه اگه قرار باشه توی این سن و سال اینطور ازدرد زانو رنج ببری وقتی به 50 یا 60 سالگی رسیدی می خواهی چکار کنی؟
با خنده جواب داد
که ما به 50 یا 60 سال نمی رسیم.
وقتی اخم و ناراحتی من رو دید گفت :
منظورم اینه که ما توی اون سن وسال باید عصا دست بگیریم.خیلی پافشاری کردم ولی زیر بار نرفت.

می گفت:"اگه پیش دکتر برم مطمئنم دکتر برام استراحت می نویسه یا ممکنه زانوم ضربه دیده باشد و مجبور بشم گچ بگیرم"

از این می ترسید که کسی از درد زانوش خبردار بشه و اونو  به ماموریت سردشت نبرند. به همین خاطر درد پاش رو از دیگران مخفی می کرد. می گفت"این ماموریت خیلی مهمه و من حتما باید توی اون شرکت کنم.اگه زانوم مشکل داشته باشه منو به ماموریت نمی برن".
بالاخره ما رو توجیه کرد.همیشه با خنده و شوخی حرفهاش رو می زد و کاری رو که می خواست انجام می داد. اما قول داد بعد از این ماموریت حتما زانوش و به دکتر نشون بده...


...ولی هیچ گاه فرصت نشد برای درد زانوش پیش دکتر بره.

انگار خدا خودش می خواست درد پای خلیل رو درمان کنه!!!


شادی روح شهید خلیل عسکری صلوات

*****************************************
 تنظیم : عبدالزهرا سلام الله علیها
منبع : وبلاگ تخصصی شهید خلیل عسکری


نوع مطلب : مدافعان وطن، 
برچسب ها : شهدای شمالغرب، شهید خلیل عسگری،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی